رضايت از حضور
آرامش در خواب
تازگي نگاه
نگاهي تازه
آغوش مشكلات
راهي سخت
انساني سخت تر
رهايي از بي هدفي
هدفي بالاتر
بايد يافت
بايد فكر كرد
بايد ساخت
زندگي را
آنطور كه بايد باشد
براي من
براي تو
براي ما
|
رضايت از حضور آرامش در خواب تازگي نگاه نگاهي تازه آغوش مشكلات راهي سخت انساني سخت تر رهايي از بي هدفي هدفي بالاتر بايد يافت بايد فكر كرد بايد ساخت زندگي را آنطور كه بايد باشد براي من براي تو براي ما + نوشته شده توسط هرمزد در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت
21:35 |
حتی 16 سال هم نداشت ، صبح ( البته ساعت 10 ) هم آنجا بود . عرق کرده از گرمای تنور ، خسته از چانه زدن سر 50 تومان بضاهر نا قابل ، ( که همه آنها حتی 100 برابرش را همین چند لحظه پیش برای چیزی که حتی 1 روز هم دوام نخواهد داشت پرداخته اند ) ، و سر در گم از بی اعتمادی صاحب مغازه نشسته پشت دخل . ما هم نان خریدیم ، از آن نان های کره ای خوشمزه و تازه و داغ که حتی جو مونگ ( لعنتی ) هم نخورده و واقعا که از خوردنش لذت بردم و به وجود اون پسر بین پسر های هم سنش که دنبال مارک شورت و مدل مو ( که البته جفتش مهمه اما همه چیز نیست ) افتخار کردمساعت 6 ، ما باز هم از اونجا رد شدیم ، هنوز هم اونجا بود ، سنش از رفتارش خیلی پایینتر سنش از رفتارش خیلی پایینتر سنش از رفتارش خیلی پایینتر قضاوتی در کار نیست سال بعد هم اگر برویم ، مطمئنم او همانجاست ، در حال چانه زدن سر 100 تومان + نوشته شده توسط هرمزد در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت
23:10 |
شاید اگر دست من بود به همه می گفتم که دیشب داشتی چیکار می کردی شاید اگر دست من بود ممنوع می کردم واسه همه که عاشق هم بشن نه . شاید نه حتما به هرحال ... دیگه کم کم باید بار رو بست باید برگردیم خونه هامون ساک به دست اینهمه بچه که متولد نشدن شاید اگر دست من بود اجبار می کردم همه روزی ۳ بار با هم بخوابن تا دیگه عشق و ج ن د گ ی بی معنی بشه خیال همه راحت
+ نوشته شده توسط هرمزد در چهارشنبه دوم بهمن 1387 و ساعت
1:4 |
تکرار بیهودگی های من از امروز آغاز شد تکرار تنهایی بی پایان تکرار آوازی خاموش تکرار گریه ای بسته با لبانی فراموش تکرار بیهودگی تکرار بی سرانجامی تکرار ِ تکراری ها تکرار فراموشی ها ، خواندنی ها ، از بر کردنی ها تکرار نفس نفس زدن ، تکرار پریشانی ، بی پروایی ... زندگانی تکرار زندگی هایی که رفت لحظه هایی که شد خواب هایی که ماند تکرار می کنم تکرار می کنم تکرار می کنم تا زنده ام و این تکرار با من است تکرارشان می کنم تا با من است و می ماند در من تا بدانید و بدانند و بدانم + نوشته شده توسط هرمزد در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت
19:25 |
|
|